الشيخ البهائي العاملي

57

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

860 دو دست دعا را برآور بزارى * همى گو به صد عجز و صد خواستارى الهى بخورشيد اوج هدايت * الهى الهى بشاه ولايت الهى بزهرا ! الهى بسبطين * كه ميخواندشان مصطفى قرة العين الهى بسجاد آن معدن علم * الهى بباقر شه كشور حلم الهى بصادق امام اعاظم * الهى باعزاز موسى كاظم الهى بشاه رضا قائد دين * به حق تقى خسرو ملك تمكين الهى به حق نقى شاه عسكر * بدان عسكرى كز ملك داشت لشكر الهى بمهدى كه سالار دين است * شه پيشوايان اهل يقين است كه بر حال زار بهائى عاصى * سر دفتر اهل جرم و معاصى كه در دام نفس و هوى اوفتاده * بلهو و لعب عمر بر باد داده ببخشا و از چاه حرمان برآرش * ببازار محشر مكن شرمسارش 870 برون آرش از خجلت رو سياهى * الهى الهى الهى الهى ! نسيم خوشبو اى نسيم صبح خوشبو ميرسى * از كدامين منزل و كو ميرسى ميفرايد از تو جانها را طرب * تو مگر مىآئى از ملك عرب تازه گرديد از تو جان مبتلا * تو مگر كردى گذر از كربلا ميرسد از تو نويد لا تخف * ميرسى گويا ز درگاه نجف بارگاه مرقد سلطان دين * حيدر صفدر امير المؤمنن حوض كوثر جرعهء از جام او * عالم و آدم فداى نام او يا رب اميد بهائى را برار * تا كند پيش سكانش جان نثار درد اشتياق روح بخشى اى نسيم صبحدم * خود مگر مىآئى از ملك عجم تازه گرديد از تو درد اشتياق * ميرسى گويا ز اقليم عراق 880 مردهء صد ساله يابد از تو جان * تو مگر كردى گذر بر اصفهان